سهم من
چرا اتوبان شیخ فضل الله غروب ها می شود عینهو کف دست و بوی شمال می ده؟ چرا گربه ها نصفه شب ها یادشون میاد با هم معاشقه و دعوا کنند؟ چرا قشنگ ترین قرآن ها و اذان ها از مصلا پخش می شود؟ چرا نوستالوژی پنجره منو خبرنگارای پر جار و جنجال ورزشی دزدیدند؟ چرا پلیس راهنمایی رانندگی، پس دادن و چک کردن گواهی نامه را این قدر طول می دهد؟ چرا من دیگه هیچ وقت لب به مربای توت فرنگی نزدم؟ چرا من توی ذل آفتاب،عینکم را می ذارم روی موهام و اون قدر به نور خیره می شوم تا اشک از چشام بیاد؟ چرا من دیگه بادبادک بازی توی پارک پردیسان رو دوست ندارم و می ترسم بادبادک هام ناغافل گیر کنند به سیم های بلند خاردار و پاره پوره بشوند؟ چرا من مثل همه،آدم نیستم و هر کی موبایلش را کنارم میذاره روی زانوش و می ره توی بولوتوث تا سکانس پایانی ندا رو ببینه،دهنم خشک می شود و با دماغ تیغ کشیده طوری از جلویش فرار می کنم که طرف فکر می کنه جنون بهم دست داده؟ چرا توصیه ام نمی کنی دوباره شروع کنم به خوندن هزار و صد بار یا ودود؟ چرا ساختمون بیمارستان شریعتی مثل بختک می افته روی تل استار دوازده سگ مصب ؟ چرا تا شیشه شیر "ایلیا " را می دهم دستش، پشت تخت قایم می شود و میگه نه نه نگام نکن.نگام نکن....؟
| Design By : Night Skin |

