تبليغاتX
سهم من - هموار




















سهم من

امروز بعد از مدت ها دوباره مسیجت رو خوندم: "بیا و کمتر خطوط قلبت را اشغال کن.شاید خداوند پشت خط باشه"....

 حس کردم خالی شدم.بعد حس کردم پر شدم.بعد خالی.دوباره پر.شاید باید این جا می بودی و دستت را می ذاشتی روی سرم تا توازن دوباره برقرار شود.

می تونستم چشمامو روی هم بذارم و سکوت کنم.یک سکوت طولانی یا جا شکری روی میز آشپزخونه را از خجالتم جلو و عقب بکشم.

 

 

 

نوشته شده در 88/04/09ساعت 21:8 توسط آزاده |


Design By : Night Skin